کاردانو و رمزارز ADA چیست؛ هر آنچه که باید در مورد کاردانو بدانید

به گزارش سرویس تازه های دنیای فناوری مجله تک تایمز ،

با پیشرفت روزافزون تکنولوژی و آمیخته شدن آن با زندگی مردم، رمزارزها بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار گرفته‌اند؛ زیرا می‌توانند جذابیت‌های سرمایه‌گذاری به همراه داشته باشند و با بهره‌گیری از تکنولوژی نهفته‌، نظام مالی جهان را دگرگون کنند. در این میان، شبکه‌ی مبتنی بر بلاک‌چین کاردانو و رمزارز آن یعنی ADA، با ارائه‌ی فناوری نوین، توسعه و پیشرفت پایدار، قصد دارد با غلبه بر چالش‌ها و مشکلات سایر رمزارزها، خودش را بهعنوان آیندهی سیستم مالی معرفی کند و به رقیبی ارزنده برای اتریوم تبدیل شود. در این مقاله قصد داریم به معرفی این رمزارز بپردازیم و تاریخچه‌ای مفصل از پیدایش، فناوری و نحوه‌ی کار این ارز را به‌صورت موشکافانه‌ای شرح بدهیم.

کاردانو (ADA) چیست

مفهومی از شبکه‌ی بلاک چین کاردانو

کاردانو نسل سوم بلاک‌چین و پلتفرم توسعه غیر متمرکز (Dapp) است. این پلتفرم اولین بلاک‌چینی محسوب می‌شود که استراتژی تحقیق همتایان را در اصول اصلی خود گنجانده و مورد توجه رسانه‌های بین‌المللی و سرمایه‌گذاران قرار گرفته است. امروزه ارز دیجیتال کاردانو، ADA یکی از برترین و منسجم‌ترین ارزهای رمزپایه در جهان محسوب می‌شود و معمولا سرمایه‌گذاران و تحلیل‌گران از کاردانو به‌عنوان نسل سوم رمزارز یاد می‌کنند. نسل اول ارز دیجیتال با عرضه‌ی بیت کوین بنا نهاده شد و پادشاه رمزارزها، جهان را با یک سیستم نقدی غیر متمرکز و ایمن آشنا کرد. اندکی پس از انتشار بیت کوین، اتریوم (Ethereum) با تمرکز کلی بر توسعه‌ی برنامه‌ی غیر متمرکز و قرارداد هوشمند وارد میدان شد. این هدفِ رمزارزهای نسل دوم بود و به ‌دنبال اتریوم دَه‌ها رمزارز دیگر با اهداف مشابه راه‌اندازی شدند.

مقاله‌ی مرتبط:

اتریوم با معرفی مفاهیمی جدید و تأثیر انکارناپذیر در بهبود رمزارزها، همچنان با مشکلاتی از قبیل مقیاس‌پذیری، کارمزد تراکنش‌ها و زمان انتقال ارز مواجه بود؛ بنابراین، دیری نپاید که سومین نسل ارزهای دیجیتال برای مقابله با مشکلات یادشده عرضه شدند. به عبارتی، می‌توان گفت که ارزهای رمزنگاری‌شده نسل سوم دروس آموخته‌شده از مفاهیم بیت کوین و اتریوم را قرض می‌گیرند و نقایص خود را بهبود می‌بخشند. رمزارزهای نسل سوم مانند ADA از پیشرفت‌های جدیدی همچون معماری لایه‌ای برای بهبود مقیاس‌پذیری، امنیت و پایداری برخوردار هستند. به‌این‌ترتیب، آن‌ها سودمندی بیشتری در مقایسه با پدران معنوی خود ایجاد، نقص‌ها را برطرف و ناکارآمدی‌ها را اصلاح می‌کنند.

کاردانو از بسیاری جهات با رقبا متفاوت است. برخلاف سایر ارزها، کاردانو ماهیت خود را از تحقیقات بخش دانشگاهی وام می‌گیرد. طراحی این پلتفرم از ابتدا با استفاده از روش‌های مبتنی بر شواهدی که در فلسفه‌ی علمی، نظریه دانشگاهی پایه‌ریزی‌شده، نهادینه شده است و از طریق تحقیقات بررسی‌شده‌ای در دسترس عموم قرار گرفته است. نکته‌ی جالب این است که نام کاردانو از پزشک مشهور ایتالیایی، ژیرولامو کاردانو گرفته شده است. وی پس از اولین محاسبات سیستماتیک احتمالات، به‌نوعی جهان را تغییر داد و همچنان میراث او بعد از گذشت سال‌ها از اهمیت خاصی برخوردار است.

کاردانو همواره تیم توسعه‌ی فعالی داشته است و توسعه‌دهندگان اهداف مهم و سنگینی برای پیاده‌سازی در این پروژه در نظر دارند. در راستای این امر، تیم کاردانو در کلاسی جهانی به‌دنبال بازگرداندن اعتماد به سیستم‌های اقتصادی جهانی از طریق تلفیق فناوری‌های بومی خود است. به‌طور خاص، این پلتفرم روشی امن‌تر، شفاف و پایدار برای انجام تجارت در سطح بین‌المللی را معرفی می‌کند. هدف سوم برای کاردانو کمک به ثبات بخش برنامه‌های غیر متمرکز است. این پلتفرم بر امنیت و پایداری تمرکز دارد که به‌طور خاص در برنامه‌ها، سیستم‌ها و جوامع غیر متمرکز اعمال می‌شود. مانند اکثر بلاک‌چین‌ها، کاردانو غیر متمرکز است و توسط هیچ مرجعی کنترل نمی‌شود. در عوض، معاملات و قراردادهای هوشمند توسط انجمن و با کمک قدرت محاسباتی تأیید می‌شود. توسعه‌دهندگان در رابطه با نقشه‌ی راه و دورنمای توسعه‌ی کاردانو اذعان دارند که این پلتفرم در مقایسه با رقبا اکوسیستمی متعادل و پایدارتر را ارائه می‌دهد که می‌تواند نیازهای کاربران و همچنین سایر سیستم‌های دنباله‌روی ادغام را تأمین کند.

کاردانو به‌عنوان سومین نسل از رمزارزها، سعی در مقابله با برخی از رایج‌ترین موضوعات پیش روی استفاده از بلاک‌چین در مقیاس بزرگ دارد. این مسائل دامنه بلاک‌چین را شامل موضوعاتی مانند مقیاس‌پذیری، قابلیت همکاری و پایداری می‌کند. کاردانو از طریق توسعه‌ی اصول طراحی و بهترین شیوه‌های مهندسی به‌دنبال غلبه بر این مسائل است. این رمزارز در روزهای ابتدایی خود تنها قادر به انجام حدود ۱۰ تراکنش در ثانیه (tps) بود. بااین‌حال، هوسکینسون اخیرا مقاله‌ای منتشر کرده است  که در آن، راه‌حل مقیاس جدید برای شبکه‌ی هیدرا (Hydra) را به‌تفصیل توضیح داده است. هیدرا یک راه‌حل مقیاس‌گذاری دولایه است که از کانال‌های دولتی برای پردازش معاملات خارج از زنجیره استفاده می‌کند. با استفاده از این فناوری، کاردانو قادر به پردازش بیش از یک میلیون تراکنش در ثانیه است و این یک پیشرفت چشمگیر برای این رمزارز محسوب می‌شود.

امروزه هزاران ارز دیجیتال در بازار وجود دارد که هرکدام ویژگی‌ها، مزایا و اکوسیستم خاص خود را دارند. کاردانو تلاش می‌کند استانداردهایی را به بازار وارد کند تا قابلیت همکاری بین شبکه‌ها را فراهم کند. این سیستم‌ها شامل مدل‌های حاکم بر بلاک‌چین، پروتکل‌های ارتقای سیستم و مجموعه‌ای از سایر ویژگی‌ها هستند. مجاز بودن قابلیت همکاری بلاک‌چین، مجموعه جدیدی از خطرات را معرفی می‌کند که توسعه‌دهندگان باید از پس مدیریت درست آن برآیند. این نگرانی‌ها بیشتر به مسائل امنیتی منطقه‌ای مربوط می‌شود و از قرار معلوم، کاردانو قصد با مدیریت درست، خود را حاکم بر این بخش قلمداد کند. در حال حاضر، این پلتفرم دارای استانداردهای مدیریت حریم خصوصی، امنیت و تمرکززدایی است.

کاردانو از فناوری اثبات سهام اوروبروس استفاده می‌کند. در مقابل، بیت کوین از سیستم اثبات کار استفاده می‌کند (در ادامه کاملا توضیح داده می‌شود). در مکانیزم ارائه‌شده‌ی کاردانو، اولین ورود بلاک‌چین و طولانی‌ترین آن‌ها را با بیش‌ترین قدرت محاسباتی، برای تعیین تصدیق کار استفاده می‌شود. کاردانو فقط از اولین بلاک‌چین استفاده می‌کند، پس‌ازآن زنجیره‌ی صادقانه بدون نیاز به یک حزب معتمد به‌صورت محلی اثبات می‌شود. در پلتفرم کاردانو، ADA در لایه حل‌و‌فصل وجود دارد. این لایه مشابه بیت کوین است و معاملات را پیگیری می‌کند. لایه دوم لایه محاسبات و لایه مشابه اتریوم است و قراردادها و برنامه‌های هوشمند را قادر می‌سازد تا در پلتفرم اجرا شوند.

به‌طور خاص، کاردانو از اصول طراحی استفاده می‌کند که برای بهبود موضوعاتی که سایر ارزهای رمزپایه با آن رو‌به‌رو هستند، مانند مقیاس‌پذیری، قابلیت همکاری و انطباق با مقررات (در ادامه مفصل شرح داده می‌شود) بسیار کاربردی است. همان‌طور که گفته شد سیستم حاکمیتی به‌کاررفته در کاردانو مشابه اتریوم است. این شبکه برای تأیید ابتکارات جدید به یک سازمان خودمختار غیر متمرکز (DAO) متکی است. DAO برای تصمیم‌گیری در مورد آینده ارزهای رمزپایه ایده‌آل است؛ زیرا به جلوگیری از تجزیه جامعه کمک می‌کند.

تاریخچه‌ی پیدایش کاردانو

چارلز هاسکینسون بنیان‌گذار اتریوم و کاردانو

کاردانو در سال ۲۰۱۵ به‌عنوان یک شبکه‌ی ارز رمزپایه و یک پروژه منبع باز و با هدف اجرای یک بستر عمومی بلاک‌چین برای قراردادهای هوشمند آغاز به کار کرد و در ۲۹ سپتامبر سال ۲۰۱۷، به‌وسیله‌ی چارلز هاسکینسون، یکی از بنیان‌گذاران پیشین اتریوم، اولین برنامه‌های خود را در شبکه‌ی اصلی راه‌اندازی کرد. توسعه‌ی این پروژه را بنیاد کاردانو مستقر در زوگ سوئیس و دو شرکت IOHK و Emurgo بر عهده دارند. به گفته‌ی هاسکینسون، وی پس از اختلاف ‌نظر در مورد غیر انتفاعی نگه‌داشتن اتریوم این بنیاد را ترک کرده است. پس از ترک وی، بنیاد IOHK، یک شرکت مهندسی بلاک‌چین و توسعه‌دهنده‌ی کاردانو، در کنار بنیاد کاردانو و ای‌مورگو (Emurgo)، تأسیس شد. دیری نپاید که کاردانو به دلیل نوآوری‌های خود در زبان و طراحی VM (ماشین مجازی)، توجه افراد زیادی را جلب کرد. در حقیقت، قابلیت‌ها متمایزکننده‌ی کاردانو، پاسخی مستقیم به مسائلی بود که در شبکه‌ی اتریوم پیش می‌آمد. تیم توسعه‌ی کاردانو پس موفقیت‌های اولیه، کار با اساتید سراسر جهان برای گنجاندن تحقیقات دانشگاهی بررسی‌شده در طراحی پلتفرمش را آغاز کرد.

کاردانو در ابتدای راه، برای جمع‌آوری سرمایه، عرضه‌ی کوین اولیه (ICO) انجام داد. این پلتفرم توانست تقریبا بالغ‌بر ۶۲ میلیون دلار از مخاطبان جهانی سرمایه جذب و بودجه‌ی به‌دست‌آمده را برای گسترش اکوسیستم ADA هزینه کند. در ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۷، کاردانو اولین برنامه خود را در شبکه اصلی راه‌اندازی کرد. این آغاز یک سفر موفق برای تیم بود. در سال ۲۰۱۹، رمزارز کاردانو موسوم به ADA در صرافی هووبی عرضه شد. در آن مقطع، هووبی بزرگ‌ترین صرافی ارزهای دیجیتال در چین محسوب می‌شد و قطعا اضافه ADA به این صرافی می‌توانست نقطه‌ی عطفی در پیشبرد توسعه‌ی این رمزارز باشد. اندکی پس از هووبی، بایننس به‌عنوان بزرگ‌ترین صرافی جهان پشتیبانی از ADA را در معاملات خود آغاز کرد و به موجب آن، قیمت این رمزارز به‌طور چشمگیری افزایش یافت. رمزارز ADA نام خود را از ریاضیدان قرن نوزدهم و اولین برنامه‌نویس کامپیوتری جهان، اَدا لاولایس وام گرفته است. رمزارز یادشده در ابتدا با سقف بازار ۶۰۰ میلیون دلار کار خود را شروع کرد و در پایان سال ۲۰۱۷، این رقم به ۱۰ میلیارد دلار افزایش یافت و پس از مدت کوتاهی در سال ۲۰۱۸ به ارزش ۳۳ میلیارد دلار رسید. اکنون، در زمان نگارش این مقاله، کاردانو با حجم بازار بیش از ۴۰ میلیارد دلار در جایگاه سوم قرار گرفته است. در مجموع، ۴۵ میلیارد ADA عرضه خواهد شد و در حال حاضر، بیش از ۳۱٫۹ میلیارد از آن‌ها در گردش قرار دارد.

توسعه‌دهندگان کاردانو

کاردانو از یک تیم غیر متمرکز توسعه‌دهندگان استفاده می‌کند. این توسعه‌دهندگان در سه نهاد مستقل کار می‌کنند. نکته مهم، آن‌ها از استانداردهای تعیین‌شده برای اطمینان از قابلیت همکاری در اکوسیستم استفاده می‌کنند و هر تیم موظف است که پشتیبانی خود را از پروژه ارائه بدهد. هم‌اکنون، سه بنیاد وظیفه‌ی توسعه‌ی کاردانو را بر عهده دارند که در ادامه به آن‌ها خواهیم پرداخت.

اولین و مهم‌ترین توسعه‌دهنده‌ی این پلتفرم، بنیاد کاردانو محسوب می‌شود که نهادی غیر انتفاعی است. این بنیاد از فناوری پروتکل‌های شبکه محافظت و عملکرد آن را تضمین می‌کند. علاوه بر این، آن‌ها استاندارد‌سازی بخش‌ها را برای همکاری بیشتر افزایش می‌دهند. IOHK یک شرکت علمی و مهندسی دیگر است که فناوری‌های موجود در شبکه‌ی کاردانو را ایجاد می‌کند. آن‌ها همچنین این پروتکل‌ها را از طریق یک رویکرد دوجانبه طراحی و نگه‌داری می‌کنند. در ابتدا، این گروه در مورد مبانی رمزارزها تحقیق می‌کند تا نگرانی‌های اصلی را کشف کند. این موضوعات شامل مباحث نظری در مورد بهترین الگوریتم‌های اجماع و پروتکل‌های حفظ حریم خصوصی است و بعد از سپری شدن مراحل یادشده، تیم مهندسی روند توسعه را آغاز می‌کند. برای انجام این وظیفه، تیم روش‌های رسمی را به روشی منحصر‌به‌فرد در بر می‌گیرد. این استراتژی به کاردانو یک لایه‌ی تأیید اضافه می‌دهد. قطعه آخر معمای ADA، شرکت ژاپنی EMURGO است. این تیم روی مشاغل تجاری و چگونگی پیشرفت استفاده از فناوری بلاک‌چین در صنایع متمرکز است.

قراردادهای کاردانو

لوگو و فونت رمزارز کاردانو

در سال ۲۰۱۷ شرکت IOHK به دانشگاه ادینبورگ کمک کرد تا آزمایشگاه فناوری بلاک‌چین را راه‌اندازی کند. در سال ۲۰۱۹، وزیر آموزش‌وپرورش گرجستان، میخائیل باتیاشویلی و چارلز هاسکینسون با دانشگاه آزاد تفلیس تفاهم‌نامه‌ای برای استفاده از کاردانو برای ساخت سیستم تأیید اعتبار امضا کردند. در سال ۲۰۱۸، کاردانو با دولت اتیوپی همکاری کرد تا کاردانو بتواند فناوری خود را در صنایع مختلف در سراسر کشور به کار گیرد. IOHK (شرکت توسعه‌دهنده کاردانو)، معادل ۵۰۰ هزار دلار رمزارز ADA را به دانشگاه وایومینگ اهدا کرد تا از توسعه‌ی فناوری بلاک‌چین پشتیبانی کند. تولید‌کننده کفش نیو بالانس برای ردیابی اصالت جدیدترین کفش بسکتبال خود از بلاک‌چین دفتر توزیع‌شده استفاده خواهد کرد. این پلتفرم در بلاک‌چین کاردانو ساخته خواهد شد.

فلسفه‌ی کاردانو

تیم کاردانو برای ایجاد چشم‌اندازی از آینده، نقشه‌ی راهی برای خود تنظیم کرده است و می‌کوشد تا به برخی از اصول و فلسفه پایبند باشد. کانون توجه این تیم بر پذیرش مجموعه‌ای از اصول طراحی، بهترین روش‌های مهندسی و راه‌های اکتشاف معطوف شده است. موارد زیر برخی از این اصول و مبانی را تشکیل می‌دهد و مستقیما از وب‌سایت کاردانو گرفته شده است:

  • تفکیک حسابداری و محاسبه به لایه‌های مختلف.
  • پیاده‌سازی اجزای اصلی در کد عملکردی بسیار مدولار.
  • استفاده از گروه‌های کوچکی از دانشگاهیان و توسعه‌دهندگان که با تحقیقات بررسی‌شده برای توسعه‌ی پلتفرم همتا به همتا رقابت می‌کنند.
  •  استفاده زیاد از تیم‌های بین رشته‌ای، ازجمله استفاده زودهنگام از متخصصان امنیتی.
  • تکرار سریع بین مقالات سفید، پیاده‌سازی و تحقیقات جدید برای اصلاح موارد کشف‌شده در هنگام بازبینی مورد نیاز خواهد بود.
  • ایجاد توانایی در به‌روزرسانی سیستم‌های پس از استقرار، بدون اختلال و ازبین‌بردن شبکه.
  • توسعه مکانیسم بودجه غیر متمرکز برای کارهای آینده.
  • یک دید طولانی‌مدت در مورد بهبود طراحی رمزارزها، برای استفاده در گوشی‌های هوشمند و ایجاد تجربه کاربری منطقی و ایمن.
  • نزدیک کردن سهام‌داران به پلتفرم و نگه‌داری ایمن رمزارز آن‌ها.
  • تصدیق نیاز به حساب چندین دارایی در یک دفتر
  •  چکیده تراکنش‌ها شامل فراداده اختیاری به منظور مطابقت بهتر با نیازهای سیستم‌های قدیمی.
  • یادگیری و الهام از تقریبا هزار آلت کوین با پذیرفتن ویژگی‌هایی که منطقی است.
  • اتخاذ یک فرایند مطابق با استانداردها و با الهام از گروه ویژه‌ای از مهندسان اینترنتی، با استفاده از یک پایه اختصاصی برای قفل ‌کردن طرح پروتکل نهایی.
  • ایجاد یک فضای سالم برای تنظیم مقررات برای تعامل و تجارت، بدون به خطر انداختن برخی از اصول اصلی به‌ارث‌رسیده از بیت کوین.

با توجه به آنچه گفته شد، به نظر می‌رسد که کاردانو اهداف بلندمدتی برای توسعه‌ی خود داشته باشد و شواهد حاکی از آن است که تیم توسعه‌ی آن برای غلبه بر چالش‌ها بسیار مصمم است. با نگاهی گذرا به فلسفه کاردانو، بیایید جزئیات سه عنصر و چالش اصلی را که این تیم برای حل آن‌ها تلاش می‌کند، بررسی کنیم.

عنصر شماره یک: مقیاس‌پذیری

هنگامی که از مقیاس‌پذیری صحبت می‌شود، معمولا معاملات پردازش‌شده در ثانیه یا توان آن به ذهن خطور می‌کند. بااین‌حال، به گفته‌ی هاسکینسون، این فقط بخشی از چالش و مشکلات است. مقیاس‌پذیری کل به‌اصطلاح یک اژدهای سه سَر است و می‌تواند ابعاد بسیار گسترده‌تری از آنچه به نظر می‌رسد، داشته باشد. شخص باید از سه عنصر جداگانه شامل معاملات در هر ثانیه، توان عملیاتی شبکه و مقیاس‌گذاری داده‌ها مراقبت کند.

توان عملیاتی

مقالات زیادی در مورد عدم توان عملیاتی در بیت کوین و اتریوم نوشته شده است. بیت کوین ۷ تراکنش در ثانیه و اتریوم ۱۵ تا ۲۰ تراکنش را مدیریت می‌کند و این اصلا برای یک سیستم مالی قابل قبول نیست. کاردانو امیدوار است با سازوکار اجماع خود یعنی اوروبروس (Ouroboros)، این مشکل را حل کند. این یک الگوریتم اثبات سهام با اطمینان است. اوروبروس همان‌طور که بیان شد، یک الگوریتم اثبات سهام است و قبل از اینکه به شرح آن بیشتر بپردازیم، لازم است که با مفهوم اثبات انجام کار و اثبات سهام و تفاوت‌های آن‌ها آشنا شویم.

اثبات کار (PoW)

مفهومی از پروتکل اثبات کار / PoW

پروتکل  اثبات کار (PoW) نوعی اثبات دانش صفر رمزنگاری است که در آن یک طرف (اثبات‌کننده) به دیگران (تأیید‌کنندگان) ثابت می‌کند که مقدار مشخصی از تلاش محاسباتی برای به نتیجه رسیدن اهداف مثبتی صرف شده است. متعاقباً تأییدکنندگان می‌توانند با حداقل تلاش از جانب خود، این اهداف صحیح را سنجیده و آن‌ها را تأیید کنند. این مفهوم توسط سینتیا دیورک (Cynthia Dwork) و مونی نائور (Moni Naor) در سال ۱۹۹۳، به‌عنوان روشی برای جلوگیری از حملات انکار سرویس و سایر سوءاستفاده‌ها از خدمات مانند هرزنامه‌ها در شبکه ابداع شد. درنهایت، اصطلاح اثبات کار اولین‌بار در مقاله‌ای در سال ۱۹۹۹ و به نقل از مارکوس یاکوبسون و آری ژولز ابداع و رسمیت یافت.

بیت کوین با پایه‌گذاری دنیای رمزارزها، به‌منظور ایمن‌سازی امنیت شبکه‌ی بلاک‌چین و مقابله با اهداف خرابکارانه، الگوریتم اجماع اثبات کار را برگزید و به موجب آن، ماینرها (استخراج‌کنندگان) برای تولید هر بلاک باید صداقت خود را با ارائه‌ی قدرت سخت‌افزاری به سایرین ثابت کنند. به‌نوعی ماینرها با در اختیار گذاشتن سخت‌افزارشان به شبکه، نیت خود را ثابت و به حفظ امنیت آن کمک می‌کنند و با حل معماهای فشرده‌ی محاسباتی و اعتبارسنجی به معاملات، پاداش دریافت خواهند کرد. حال فرض کنید که شخصی خرابکار قصد غلبه بر شبکه را دارد، وی برای دستیابی به اهدافش باید سخت‌افزاری قدرتمندتر از تمامی استخراج‌کنندگان فعال در شبکه داشته باشد و این در شرایط کنونی تقریبا غیر ممکن است. به‌عبارت‌دیگر، در شرایطی که به حمله‌ی ۵۱ درصد معروف است، هکر باید ۵۱ درصد از ظرفیت سخت‌افزار شبکه را در به خود اختصاص دهد.

به‌طورکلی، مکانیزم اثبات کار بسیار کارآمد است؛ اما با توجه به نیاز به سخت‌افزار قدرتمند برای استخراج، با چالش‌های مهمی از قبیل مصرف زیاد انرژی و به‌تبع، تأثیر انکارناپذیر روی محیط زیست دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ البته باید به این نکته نیز توجه داشت که این مصرف انرژی در مقایسه با نظام بانکداری کنونی بسیار بهینه‌تر است.

اثبات سهام (PoS)

الگوریتم PoS در مقابل PoW / اثبات سهام در مقابل اثبات کار

اثبات سهام (PoS) نوعی دیگری از سازوکار اجماع است که به وسیله آن، شبکه‌ی بلاک‌چین ارز رمزنگاری‌شده توافق توزیع را به دست می‌آورد. در رمزارزهای مبتنی بر اثبات سهام، سازنده بلوک بعدی از طریق شرایط مختلفی همچون انتخاب تصادفی و ثروت یا سن انتخاب می‌شود. در الگوریتم اثبات سهام برخلاف مکانیزم اثبات کار نیازی به استفاده از سخت‌افزار نیست؛ بلکه نسبت به میزان ارز اختصاص داده‌شده به شبکه، مالک می‌تواند در اعتبارسنجی بعدی شرکت کند و مشوق‌ها را به دست آورد. برای درک بهتر این موضوع و شکافتن موضوع، بیاید گریزی به بخش قبلی داشته باشیم. ما در بخش اثبات کار (PoW) گفتیم که برای ایجاد بلاک‌های جدید در شبکه‌ی بلاک‌چین، استخراج‌کنندگان برای اثبات خود و تأیید تراکنش‌ها، باید سخت‌افزاری را به شبکه اختصاص دهند. در اثبات سهام قضیه کاملا متفاوت است و برای ایجاد بلاک جدید و دریافت پاداش، تنها باید مقداری از رمزارز آن شبکه را خریداری و درنهایت، به شبکه‌ی بلاک‌چین اختصاص دهید.

الگوریتم اثبات سهام به‌نوعی یک سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود و ظرفیت اعتبارسنجی به مقدار دارایی اختصاص داده‌شده به شبکه بازمی‌گردد. تفاوت دیگر در این است که اعتبارسنج‌ها پاداش دریافت نمی‌کنند و در حقیقت، این کارمزد تراکنش‌ها است که به آن‌ها تعلق می‌گیرد. تا حدودی مانند الگوریتم اثبات کار، هکر برای خرابکاری و رسیدن به اهدافش باید ۵۱ درصد از ارزهای روی شبکه را در اختیار داشته باشد و می‌توان گفت این امر تقریبا غیرممکن است و حتی در صورت اتفاق، هکر با توجه به اینکه مالک ۵۱ درصد از ارزهای در گردش آن شبکه محسوب می‌شود، عملا هرگونه ایجاد مشکل و خرابکاری به خود او ضرر می‌رساند.

اوروبروس؛ اثبات سهام کاردانو

پروتکل اجماع اثبات سهام کاردانو موسوم به اوروبروس

کاردانو سازوکار اجماع جدیدی را معرفی کرد که با نام اوروبروس (Ouroboros) شناخته می‌شود. پروتکل اثبات سهام کاردانو قرار است تمرکززدایی بی‌سابقه‌ای را ایجاد کند؛ اما سازوکارهایی که آن را هدایت و بنیان آن را تشکیل می‌دهند، هنوز برای بسیاری ناشناخته باقی مانده است. آگلوس کیائیاس، استاد بزرگ و دانشمند ارشد کاردانو، به عمق مشکلات سیستم‌های غیر متمرکز پی برد و دیدگاه مفصلی را در مورد چگونگی مدیریت اوروبروس برای حل این مشکلات ارائه داد. معمولا طراحی یک سیستم غیر متمرکز قوی بسیار پیچیده است؛ زیرا آن‌ها نیاز به توسعه مدل‌هایی دارند که به‌طور سیستماتیک تمام تهدیدهای مختلفی را که سیستم ممکن است با آن رو‌به‌رو شود را در بر بگیرد و ثابت کند که پایداری و زنده‌بودن سیستم و شبکه در تمامی زمان‌ها حفظ می‌شود.

یک سیستم غیر متمرکز قابل اعتماد، ضمانت‌های رسمی را در برابر انواع مختلف شکست و مدل‌های حمله با بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کلاس شکست یعنی مدل‌های بیزانس ترکیب می‌کند. مدل‌های بیزانس تضمین می‌کنند که پایداری و سرزندگی سیستم حفظ خواهد شد؛ حتی اگر بخش بزرگی از شرکت‌کنندگان در شبکه به‌طور خودسرانه از قوانین شبکه خارج شوند. نکته‌ی دوم، اما به همان اندازه مهم، مدل‌های عقلانیت است که فرض می‌کند تمامی شرکت‌کنندگان در شبکه حداکثر کننده‌های ابزار منطقی هستند و به همین دلیل خصوصیات سیستم باید از طریق منافع شخصی آن‌ها ناشی شود.

به گفته‌ی کیائیاس، آنچه اوروبروس را به‌عنوان یک پروتکل منحصربه‌فرد می‌کند، این واقعیت است که این پروتکل عناصر مختلف طراحی را ترکیب می‌کند. به‌عبارت‌دیگر، اوروبروس از سهام به‌عنوان منبع اصلی برای شناسایی اهرمی که شرکت‌کنندگان در سیستم دارند استفاده می‌کند. جدا از مقاومت در برابر حملات بومی پروتکل‌های اثبات کار، مانند حمله ۵۱ درصدی و حتی فراتر از آن، ذخیره‌سازی باعث می‌شود این پروتکل سازگار با محیط زیست باشد؛ زیرا برای اجرای آن به حداقل منابع فیزیکی نیاز دارد.

به‌طورکلی، اوروبروس یک پروتکل اثبات سهام است مبتنی بر زنجیره است برای تأیید بلوک‌ها به رهبران انتخاب‌شده‌ی تصادفی متکی است و مانند اکثر بلاک‌چین‌ها گره‌ای که بلوک بعدی را اضافه می‌کند، پاداش تلاش‌هایشان را دریافت می‌کند. در شروع هر دوره، سیستم، رهبران را از گروه سهام‌داران (کسانی که ارز را به شبکه اختصاص داده‌اند) انتخاب می‌کند. اوروبروس به توزیع نشانه‌ها در اکوسیستم نگاه می‌کند و از یک منبع اعداد تصادفی، زمان را به دوره‌هایی تقسیم می‌کند. سپس هر دوره به اسلات تقسیم می‌شود و هر دوره برای مدت‌زمان بسیار کوتاهی در حدود ۲۰ ثانیه ادامه دارد. درنهایت، هر اسلات رهبر اسلات مخصوص خود را دارد که به‌طور تصادفی انتخاب می‌شود.

رهبر اسلات مانند ماینرها در یک پروتکل POW (اثبات کار) عمل می‌کند. درواقع، آن‌ها کسانی هستند که بلوک‌هایی را که به زنجیره بلوک اضافه می‌شوند، انتخاب می‌کنند. بااین‌حال، آن‌ها می‌توانند تنها یک بلوک را اضافه کنند. اگر یک رهبر اسلات به نحوی شانس خود را از دست بدهد و بلوک را انتخاب نکند، فرصت خود را از دست خواهد داد و باید منتظر بمانند تا دوباره رهبر اسلات شوند. سرانجام، یک یا چند اسلات می‌توانند بدون بلوک‌های تولید‌شده خالی بماند؛ اما باید اکثر بلوک‌ها (حداقل ۵۰ درصد یک بلوک) باید در طول یک دوره تولید شوند.

بااین‌اوصاف، قطعا باید متوجه اهمیت و نقش رهبرهای اسلات در اکوسیستم شده باشید؛ بنابراین، برای تأیید صلاحیت آن‌ها، شخص باید دو درصد از سهام کاردانو را در اختیار داشته باشد. این ذینفعان انتخاب‌کننده نامیده می‌شوند و آن‌ها کسانی هستند که در دوره‌ی فعلی، رهبران اسلات را برای دوره بعدی انتخاب می‌کنند. سهام‌داران هرچه بیشتر در سیستم مشارکت داشته باشند، شانس بیشتری برای انتخاب به‌عنوان رهبر اسلات دارند.

اکنون، از آنجا که رهبران اسلات قدرت زیادی دارند، باید توجه ویژه‌ای به خرج داد و شرایطی را ایجاد کرد که تا حد ممکن انتخابات بی‌طرفانه باشد. همچنین، باید مقداری تصادف در آن دخیل باشد. به همین دلیل است که برای دستیابی به مقدار تصادفی یک محاسبه‌ی چندحزبی (MPC) انجام می‌شود.

در رویکرد مبتنی بر محاسبه‌ی چندحزبی، هر انتخاب‌کننده یک اقدام تصادفی بنام پرتاب سکه را انجام می‌دهد و پس‌ازآن، نتایج خود را با سایر انتخاب‌کنندگان به اشتراک می‌گذارد. اگرچه نتایج به‌طور تصادفی به‌وسیله‌ی هر انتخاب‌کننده تولید می‌شود؛ اما درنهایت، اجماع رأی‌ها روی همان مقدار نهایی به توافق می‌رسد. انتخابات به سه مرحله، شامل مرحله‌ی تعهد، فاز آشکار و مرحله بازیابی تقسیم می‌شوند. حال بیایید بررسی کنیم که در هر مرحله چه اتفاقی می‌افتد.

مرحله‌ی تعهد

در مرحله‌ی اول، یک انتخاب‌کننده یک مقدار تصادفی مخفی تولید می‌کند و سپس تعهد را تشکیل می‌دهد. تعهد پیامی شامل سهام رمزگذاری‌شده (برای مرحله‌ی بازیابی این نکته را در ذهن به خاطر داشته باشید) و اثبات رازداری است. پس‌ازآن، یک انتخاب‌کننده تعهد را با کلید خصوصی خود امضا می‌کند و شماره دوره را مشخص می‌کند و کلید عمومی‌اش را ضمیمه قرار می‌دهد. به‌واسطه‌ی انجام این کار و از آنجا که کلید عمومی به آن متصل است، همه می‌توانند بررسی کنند که چه کسی این تعهد را ایجاد کرده است. افزون بر این، می‌توان بررسی کرد که تعهد به کدام دوره مربوط می‌شود. پس از انجام این کار، انتخاب‌کننده تعهدات خود را به سایر انتخاب‌کنندگان می‌فرستد. درنهایت، هر انتخاب‌کننده تعهدات انتخاب‌کننده دیگر را جمع می‌کند. به عبارتی، تعهدات وارد بلوک می‌شوند و به بخشی از زنجیره بلوک را تشکیل می‌دهند.

فاز آشکار

مرحله دوم مرحله آشکار است. به تعهداتی مانند جعبه قفل‌شده فکر کنید که در آن یک راز وجود دارد و ارزش خاصی وجود دارد که می‌تواند قفل جعبه را باز کند. این مقدار خاص، روزنه یا دهانه نامیده می‌شود. این همان چیزی است که در این مرحله وجود دارد و انتخاب‌کنندگان دهانه‌ی خود را می‌فرستند. این دهانه‌ها نیز در بلوک قرار می‌گیرند و سپس بخشی از زنجیره بلوک می‌شوند.

مرحله بازیابی

سرانجام، مرحله بازیابی را داریم. در این زمان، یک انتخاب‌کننده هم تعهدات و هم دهانه‌هایی را در اختیار دارد. بااین‌حال، برخی از انتخاب‌کنندگان ممکن است بدخواهانه عمل کرده و تعهدات خود را بدون گذرواژه منتشر کنند و جعبه‌ی قفل‌شده را بدون کلمه‌ی عبور در اختیار سایرین قرار دهند. به‌منظور دور زدن و غلبه بر این موضوع، انتخاب‌کنندگان صادق می‌توانند تمام سهام رمزگذاری‌شده را ارسال (همان‌طور که در مرحله‌ی تعهد ذکر شد) و به‌راحتی اسرار را بازیابی کنند. به این ترتیب، حتی اگر برخی از انتخاب‌کنندگان به روشی مخرب عمل کنند، سیستم همچنان کار خواهد کرد؛ از این‌رو، اوروبروس با پشت سَر گذاشتن این موانع، تحمل گسل بیزانسی خود را به دست می‌آورد.

سرانجام، یک انتخاب‌کننده تأیید می‌کند که تعهدات و گشایش‌ها با هم مطابقت دارند. وقتی این اتفاق می‌افتد، اسرار تعهدات استخراج می‌شود و یک نطفه (بذر) را تشکیل می‌دهد. نطفه یک رشته بایت است که به‌طور تصادفی ایجاد می‌شود. اکنون تمامی انتخاب‌کنندگان این نطفه را دارند. شاید با پیچیدگی این فرایند کمی گمراه شده باشید؛ بنابراین، بیایید برای لحظه‌ای مکث کنیم و بررسی کنیم در حال حاضر کجا قرار داریم. ما رهبران اسلات را برای دوره بعدی انتخاب می‌کنیم. برای اطمینان از اینکه انتخابات تا آنجا که ممکن است مغرضانه باشد، به‌نوعی تصادف نیاز داریم. حال نطفه این تصادفی بودن را برای ما فراهم می‌کند و اکنون زمان انتخاب رهبران اسلات فرا رسیده است. برای این کار از الگوریتم Follow the Satoshi (به‌اختصار FTS) استفاده می‌شود.

الگوریتم FTS

نام الگوریتم از ساتوشی ناکاموتو (Satoshi Nakamoto)، خالق ناشناخته‌ی بیت کوین الهام گرفته شده است. FTS در اصل یک سکه تصادفی را از سهام انتخاب می‌کند. هرکسی صاحب این سکه شود، به رهبر اسلات تبدیل می‌شود. این امر بسیار سرراست است و به همین دلیل است که هرچه شخص در سیستم بیشتر فعال باشد، شانس بیشتری برای برنده شدن در این قرعه‌کشی دارد. رهبران اسلات همچنین این قدرت را دارند که نه‌تنها بلوک‌های اصلی بلاک‌چین، بلکه بلوک‌های دیگری را نیز در داخل اکوسیستم کاردانو انتخاب کنند. اکنون، سؤال اصلی این است که چگونه فاکتور شبکه به مقیاس‌پذیری تبدیل می‌شود؟

شبکه (Network)

طبق معمول، پهنای باند ساده‌ای معاملات داده را حمل می‌کنند؛ بنابراین، با افزایش تعداد تراکنش‌ها، نیاز به منابع شبکه نیز افزایش می‌یابد. این مفهوم کاملا ساده است و اگر سیستم بخواهد میلیون‌ها کاربر را مقیاس‌بندی کند، شبکه برای ادامه حیات خود به ۱۰۰ ترابایت یا اگزابایت منبع نیاز دارد. به همین ترتیب، حفظ توپولوژی شبکه همگن غیرممکن خواهد بود؛ اما معنی آن چیست؟

در توپولوژی شبکه همگن، هر گره در شبکه هر پیامی را ارسال می‌کند. برای مثال، اسکایپ نمونه‌ای بارز از چنین شبکه‌ای است که بیش‌ترین مقدار آن از طبقه‌ای از کاربران گرفته‌شده و همه علاقه‌مند به برقراری تماس تلفنی هستند. بااین‌حال، در یک شبکه غیر متمرکز، این می‌تواند برای کوچک‌سازی غیرعملی شود. تمامی گره‌ها ممکن است منابع لازم برای انتقال اطلاعات به روشی مؤثر را نداشته باشند. برای حل این مسئله، کاردانو به‌دنبال نوع جدیدی از فناوری به نام رینا (RINA)، معماری بازگشتی بین شبکه‌ای است که به‌وسیله‌ی جان-دی توسعه یافته است. این نوع جدیدی از شبکه‌های ساختاری است که از سیاست‌ها و اصول مهندسی هوشمندانه استفاده می‌کند.

هدف RINA ایجاد یک شبکه ناهمگن است که نویدبخش آن حریم خصوصی، شفافیت و مقیاس‌پذیری خواهد بود. این کار را به روشی انجام می‌دهد که می‌توانید حدس بزنید که شبکه در یک ظرفیت رسمی چگونه سازماندهی می‌شود. همچنین، امید است که با پروتکل‌های TCP / IP یکپارچه عمل کند. RINA ذاتا از پویایی، شبکه‌ی رایانه‌ای چندخانه‌ای و کیفیت خدمات بدون نیاز به مکانیزم‌های اضافه پشتیبانی می‌کند، یک محیط امن و قابل برنامه‌ریزی و انگیزه‌ای برای یک بازار رقابتی‌تر را فراهم می‌کند و تصویب یکپارچه را امکان‌پذیر می‌کند.

مقیاس‌گذاری داده‌ها

سرانجام، مقیاس‌بندی داده‌ها را داریم. بلاک‌چین چیزهایی را برای به‌روزرسانی ذخیره می‌کند. هر قطعه کوچک داده، مرتبط یا غیر مرتبط، برای به‌روزرسانی در زنجیره بلوک ذخیره نمی‌شود. همان‌طور که ظرفیت سیستم افزایش می‌یابد و افراد بیشتری وارد می‌شوند، با هجوم گسترده‌ی داده‌ها، بلاک‌چین بیشتر و بزرگ‌تر می‌شود. اکنون، به یاد داشته باشید که بلاک‌چین اجرا می‌شود؛ زیرا از گره‌هایی تشکیل شده است. هر گره کاربری است که نسخه‌ای از بلاک‌چین را در سیستم خود ذخیره می‌کند. می‌بینید که مشکل کجا است؟ با بزرگ‌تر شدن بلاک‌چین فضای بیشتری را می‌طلبد و این برای یک کاربر و کامپیوتر عادی منطقی نیست.

راهی که کاردانو می‌خواهد این مشکل را حل کند به یک فلسفه ساده مربوط می‌شود که همه‌ی افراد به تمامی داده‌ها نیاز ندارند. بیایید برای درک بهتر، این موضوع را با مثالی توضیح بدهیم. فرض کنید اگر مهدی و علی وارد معامله شوند، ممکن است مربوط به شخص دیگری در شبکه نباشد. تنها چیزی که آن‌ها باید بدانند این است که این معامله اتفاق افتاده و قانونی بوده است. تکنیک‌هایی که کاردانو در حال بررسی آن‌ها است، شامل هَرَس کردن، اشتراک‌ها و فشرده‌سازی می‌شود.

اگر آن‌ها از طریق هم‌افزایی اعمال شوند، درواقع ممکن است به‌طور قابل ملاحظه‌ای مقدار داده مورد نیاز کاربر را کاهش بدهند. علاوه بر این، مفهوم افراز عدد صحیح (Partitioning) نیز وجود دارد. به زبان ساده، معنی آن این است که کاربر می‌تواند به‌جای داشتن یک بلاک‌چین کامل، قسمتی از آن را در اختیار داشته باشد و مقدار داده مورد نیاز برای ذخیره را تا حد زیادی کاهش دهد. این دقیقا همان نقطه‌ی عطفی است که تیم کاردانو امیدوار هستند که با بهره‌گیری از زنجیره‌های جانبی به این مهم دست یابند. هدف کاردانو در اینجا استفاده از تمام این اطلاعات برای فشرده‌سازی داده‌هایی است که کاربران باید مصرف کنند. این هدف باید به‌گونه‌ای باشد که امنیت حفظ شود و اطمینان حاصل شود که معاملات آن‌ها به‌درستی انجام شده است. گفتنی است تحقیقات در این باره از دانشگاه ادینبورگ آغاز شده است.

عنصر شماره دو: قابلیت همکاری

نمایی مفهومی از سکه‌های فیزیکی رمزارزها

در بخش پیشین، متوجه شدیم که مقیاس‌پذیری کاردانو چگونه کار می‌کند، حال به ستون دوم یعنی قابلیت همکاری می‌رسیم. به گفته‌ی چارلز هاسکینسون، قابلیت همکاری طولانی و کوتاه این است که یک رمز برای اداره همه آن‌ها وجود نخواهد داشت. بیایید اکوسیستم فعلی را بررسی کنیم. در رمزنگاری، سکه‌های رمزنگاری مختلفی، ازجمله بیت کوین، اتریوم، لایت کوین و غیره وجود دارند. به همین ترتیب، در نظام مالی سنتی، سیستم‌هایی همچون بانک‌های کنونی را داریم که از SWIFT و ACH و… استفاده می‌کنند. مشکل در این واقعیت است که برقراری ارتباط با این اشخاص منفرد بسیار دشوار است. برای بیت کوین دشوار است که بداند در شبکه‌ی اتریوم چه می‌گذرد و بالعکس. وقتی بانک‌ها سعی در برقراری ارتباط با رمزنگارها دارند، این مسئله دوچندان می‌شود.

به همین دلیل، مبادلات رمزنگاری‌شده که درگاهی بین رمزنگاری‌ها و بانک‌ها را فراهم می‌کنند، بسیار قدرتمند و بااهمیت می‌شوند. بااین‌حال، یک مشکل وجود دارد. صرافی‌ها نهاد غیر متمرکز نیستند و به‌شدت آسیب‌پذیر هستند. آن‌ها می‌توانند هک یا برای مدت‌زمان طولانی برای ارتقای سیستم از دسترس خارج شوند. این اساسا اتفاقی است که چندی پیش، برای صرافی بایننس (Binance) رخ داد. به‌علاوه، یک منطقه‌ی دیگر وجود دارد که این ارتباط نادرست بین نظام سنتی و دنیای رمزنگاری می‌تواند منجر به یک نتیجه فاجعه‌بار در عرضه‌ی اولیه سکه‌ها (ICOs) تبدیل شود. در ICO-ها، یک نهاد می‌تواند میلیون‌ها دلار در ازای نماد رمزارز خود سرمایه دریافت کند. بااین‌حال، پس‌انداز این پول در حساب‌های بانکی بسیار دشوار است. بدیهی است که بانک‌ها می‌خواهند بدانند که این همه پول از کجا تأمین شده و چه کسی آن پول را تهیه کرده است که فهمیدن آن می‌تواند تقریبا غیرممکن باشد.

به‌طورکلی، لازمه‌ی ایجاد همکاری، یک راه‌حل انعطاف‌پذیر و بدون ریسک است. یک رمزارز نسل سومی باید اکوسیستمی را فراهم کند که هر بلاک‌چین فردی بتواند با بلاک‌چین دیگری و با سیستم‌های مالی قدیمی خارجی ارتباط برقرار کند؛ بنابراین، بیایید بررسی کنیم که کاردانو چگونه قصد دارد قابلیت همکاری را در دنیای رمزنگاری و نظام مالی سنتی افزایش دهد.

دنیای رمزنگاری؛ ارتباطات بین زنجیره ای و زنجیره های جانبی

نمایی مفهومی از بلاک‌های شبکه‌ی بلاک چین کاردانو

دیدگاه کاردانو ایجاد اینترنت بلاک‌چین است. یک اکوسیستم را تصور کنید که بیت کوین می‌تواند به اتریوم و ریپل بدون نیاز به انجام مبادلات، متمرکز و در نهایت، به‌طور یکپارچه به لایت‌کوین سرازیر شود. به همین دلیل است که نقل‌ و انتقال بین زنجیره‌ای چیزی است که کاردانو می‌خواهد بدون هیچ واسطه‌ای آن‌ها را اجرا کند. کاردانو می‌کوشد تا با بهره‌گیری از اجرای زنجیره‌های جانبی این مهم را عملیاتی کند. سایدچین (Sidechain) به‌عنوان یک مفهوم، مدتی است که در محافل، رمزنگاری (زنجیره جانبی) شده است. این ایده بسیار سرراست است؛ زیرا با بهره‌گیری از آن، یک زنجیره موازی خواهید داشت که همراه‌با زنجیره اصلی کار می‌کند و از قرار معلوم، زنجیره جانبی از طریق یک گیره دوطرفه به زنجیر اصلی متصل خواهد شد.

کاردانو از زنجیره‌های جانبی مبتنی بر تحقیقات کیائیاس میلر و زیندروس (KMZ)، شامل اثبات غیرتعاملیِ اثبات کار پشتیبانی خواهد کرد. به گفته‌ی هاسکینسون، ایده‌ی زنجیرهای جانبی از دو عنصر دریافتِ نسخه‌ی فشرده بلاک‌چین و ایجاد قابلیت همکاری بین زنجیره‌ها سرچشمه می‌گیرد.

کاردانو برای چه مواردی استفاده می‌شود؟

وقتی نوبت به افزایش قابلیت همکاری با نظام مالی سنتی می‌رسد، کاردانو می‌خواهد روی سه مانعی که باعث می‌شود دنیای رمزنگاری با آن‌ها ناسازگار باشد، تمرکز کند. این سه مانع را فراداده، اسناد و انطباق تشکیل می‌دهند.

مانع شماره یک: فراداده

فراداده به معنای داستان پشت معامله است. اگر مهدی ۵۰ هزار تومان خرج کند، فراداده آن می‌تواند به شرح زیر باشد. 

  • مهدی پول را برای چه کاری خرج کرد؟
  • مهدی آن پول را به چه کسی داد؟
  • مهدی کجا پول خرج کرد؟

اگرچه این امر در فضای ارزهای رمزپایه به‌خوبی برنامه‌ریزی نشده؛ اما در بانکداری سنتی بسیار ضروری است. در حقیقت، این یکی از دلایل اصلی است که بیشتر نهادها برای ارسال ICO تلاش می‌کنند. آن‌ها به‌سادگی فراداده مورد نیاز برای ارائه بانک‌ها را ندارند. در نظام مالی کنونی، فراداده فوق‌العاده مهم است؛ زیرا می‌تواند در اهدافی مانند کشف و شناسایی منابع و ایجاد سازمان داده‌های الکترونیکی مؤثر باشد. علاوه بر این، فراداده‌ها این امکان را فراهم می‌کنند که چگونه داده‌ها در میان سیستم‌های مختلف رَدوبَدل می‌شوند پ ازاین‌رو، قابلیت همکاری بین طرفین را بهبود می‌بخشد، در حفاظت از منابع بسیار مفید است و به شناسایی خصوصیات و رفتار داده‌ها کمک می‌کند تا در صورت نیاز تکثیر شوند. با‌این‌حال، مشکل فراداده این است که بسیار شخصی است و از آنجا که داده‌ها به‌صورت دائمی و شفاف در زنجیره‌ی بلوک ذخیره می‌شوند، با وضعیتی مواجه هستیم که می‌توان اطلاعات بسیار خصوصی را برای همیشه به بلاک‌چین پیوند دهد. یکی از اصلی‌ترین مواردی که کاردانو درباره آن تحقیق می‌کند این است که چگونه فراداده‌ها را به‌طور انتخابی به زنجیره متصل شوند.

مانع شماره دو: اسناد

اسناد همانند اَبرداده‌ها، از طریق انتساب نام افراد درگیر در معاملات مشخص می‌شود؛ اما آیا اساسا معامله خاصی به همه نسبت داده می‌شود؟ اگر بلاک‌چین انتساب را به‌طور دائمی به خود برطرف کند، حریم خصوصی افراد درگیر را بسیار خدشه‌دار می‌کند. ازاین‌رو، کاردانو در نظر دارد تا کاربران خود را قادر سازد که اسناد را در هر زمان که لازم باشد، پخش کنند.

مانع شماره سه: انطباق

مانع سوم انطباق است. انطباق شامل عواملی مانند KYC (مشتری خود را بشناسید)، AML (مبارزه با پول‌شویی)، ATF (تأمین مالی ضد تروریسم) و غیره است. همچنین، از انطباق برای بررسی مشروعیت یک معامله استفاده می‌شود. اساسا، اگر مهدی به علی ۵۰ هزار تومان بپردازد، از انطباق برای اطمینان از عدم انجام معامله برای اهداف شرورانه (مثلاً پول‌شویی) استفاده می‌شود. درحالی‌که دنیای رمزنگاری در این زمینه واقعا مفید واقع نشده، اما در دنیای بانکداری که باید تاریخچه و مشروعیت هر معامله شناخته شود، بسیار حیاتی است. آنچه کاردانو در حال تحقیق درباره آن است، چگونگی استفاده از فراداده و اسناد، همراه‌با انطباق برای کمک به کاربران در هر زمانی است که آن‌ها به تعامل با بانک‌ها نیاز دارند.

عنصر شماره سه: پایداری

مفهومی از امنیت شبکه‌ی بلاک چین کاردانو

سرانجام، به ستون سوم یعنی پایداری می‌رسیم. به‌ گفته‌ی هاسکینسون، این سخت‌ترین مرحله برای غلبه ‌بر چالش‌ها است.‌ این بدان معنی است که کاردانو چگونه قصد دارد هزینه‌های توسعه و رشد آینده خود را تضمین کند. معمولا، برای توسعه‌ی پلتفرم و ایجاد برخی پیشرفت‌ها در سیستم، به اعطای کمک‌های مالی و ICO-ها نیاز خواهد بود. بااین‌حال، هر دو روش با یک چالش و مسئله واحد دست‌وپنجه نرم می‌کنند. با حمایت کردن، مشکل تمرکز احتمالی ایجاد خواهد شد. اگر یک شرکت بزرگ مقدار زیادی کمک بلاعوض به یک شرکت مبتنی بر بلاک‌چین بدهد، ممکن است مسیر تحولات موجود در سیستم را هدایت کنند و تحت تأثیر خود قرار دهد. با ICO-ها، این مانند یک تکان ناگهانی پول، بدون داشتن مدل‌های پایدار است و یک رمز کاملا غیرضروری به اکوسیستم می‌افزاید. با این اوصاف، کاری متفاوت و پایدارتر باید انجام شود. کاردانو قصد دارد از رمزارز دَش (Dash) الهام گرفته و یک سیستم خزانه‌داری ایجاد کند.

خزانه‌داری چگونه کار می‌کند

مفهومی از پس‌انداز سرمایه

هر بار که یک بلوک به زنجیره اضافه شود، بخشی از پاداش بلوک به خزانه‌داری اضافه می‌شود؛ بنابراین، اگر کسی بخواهد توسعه و تغییراتی در اکوسیستم ایجاد کند، یک رأی‌گیری را برای درخواست کمک مالی بلاعوض به خزانه‌داری ارسال می‌کنند و اگر این کار را انجام دهند، ارسال‌کننده‌ی رأی، کمک‌هزینه توسعه را دریافت خواهد کرد. این سیستم دو مزیت عمده دارد. با کشف هرچه بیشتر بلوک، خزانه همچنان پُر می‌شود. همچنین با ظرفیت شبکه مستقیما متناسب است و با بزرگ‌تر شدن شبکه، منابع موجود بیشتر و سیستم رأی‌گیری نیز غیر متمرکزتر می‌شود. بااین‌حال، قبل از استفاده از این ویژگی، برخی موانع عمده وجود دارد. این چالش‌ها به شرح زیر است:

  • لازم است یک سیستم رأی‌گیری عادلانه ایجاد شود.
  • رأی‌دهندگان باید مشوقی برای رأی دادن و شرکت در سیستم داشته باشند.
  • رأی تمامی افراد باید مقداری ارزش داشته باشد تا وضعیت نوع تراژدی عوام رخ ندهد.
  • روند ارسال رأی‌ها باید آسان و ساده باشد.
  •  کل فرایند باید تا حد ممکن غیر متمرکز باشد.

مدتی است که کاردانو سیستمی را شناسایی کرده که احتمالا می‌تواند از آن برای غلبه بر چالش‌های یادشده بهره بگیرد. سیستم مذکور ترکیبی از لیکوئید دموکراسی و مشوق‌های مدل خزانه‌داری است.

لیکوئید دموکراسی چگونه کار می‌کند

مفهومی از لیکوئید دموکراسی

لیکوئید دموکراسی، سیستمی است که بین دموکراسی مستقیم و دموکراسی نمایندگی جابه‌جا می‌شود. در این فرایند، مردم می‌توانند مستقیما در مورد سیاست‌های خود رأی بدهند و افراد و نمایندگان می‌توانند مسئولیت‌های رأی‌گیری خود را به نماینده‌ای که می‌تواند در مورد سیاست‌های آن‌ها رأی بدهد، تفویض کنند. این ویژگی که در آن نماینده می‌تواند نماینده خود را منصوب کند، انتقال‌پذیری نامیده می‌شود. اگر شخصی که رأی خود را واگذار کرده، رأی  نمایندگانش را دوست نداشته باشد، می‌تواند به‌راحتی رأی خود را پس بگیرد و در مورد سیاست‌ها تصمیم جدیدی اتخاذ کند؛ بنابراین، مزایای لیکویید دموکراسی چیست؟

در لیکویید دموکراسی، نظر هر فرد در ایجاد خط‌مشی نهایی اهمیت دارد و نقش بسزایی در آن ایفا می‌کند. برای تبدیل ‌شدن به نماینده، تمام آنچه باید انجام بدهد جلب اعتماد شخص است. با بهره‌گیری از سیستم مذکور دیگر نیازی به صرف میلیون‌ها دلار برای مبارزات انتخاباتی گران‌قیمت نخواهد بود. به ‌همین ‌دلیل، موانع ورود نسبتا کم و قابل چشم‌پوشی است. به ‌دلیل گزینه نوسان بین دموکراسی مستقیم و تفویضی، می‌توان گروه‌های اقلیت را به‌طور عادلانه‌تری نشان داد. در آخر، یک مدل مقیاس‌پذیر ایجاد خواهد شد و هر فردی که وقت رأی دادن به سیاست‌های خود ندارد، می‌تواند مسئولیت‌های حق رأی خود را به‌سادگی واگذار کند.

زبان برنامه‌نویسی هسکل و پلوتوس

زبان برنامه‌نویسی هسکل / Haskell

برنامه‌نویسی کاردانو در هسکل (Haskell) انجام و قراردادهای هوشمند آن در پلوتوس (Plutus) کدگذاری می‌شود. برای درک اینکه چرا چنین رویکردی منحصربه‌فرد است، باید برخی اصول در مورد زبان‌های برنامه‌نویسی را بهتر درک کنیم. وقتی صحبت از زبان برنامه‌نویسی می‌شود، آن‌ها در برنامه‌نویسی ضروری و کاربردی دسته‌بندی می‌شوند.

زبان‌های برنامه‌نویسی ضروری

در یک رویکرد ضروری، رمزگذار باید تمام مراحلی را که کامپیوتر برای رسیدن به یک هدف انجام می‌دهد، قرار دهد. تمام زبان‌های برنامه‌نویسی سنتی مانند ++C و Java و حتی Solidid زبان‌های برنامه‌نویسی ضروری هستند. به این نوع رویکرد، برنامه‌نویسی الگوریتمی نیز گفته می‌شود. حال بیایید ارائه مثالی موضوع را بشکافیم. فرض کنید + C را بررسی می‌کنیم و می‌خواهیم ۳ و ۵ را اضافه کنیم.

  • int a = 5;
  • int b = 3;
  • int c;
  • c= a + b;

بنابراین، همان‌طور که در مثال بالا مشاهده می‌کنید، فرایند جمع‌آوری چندین مرحله را طی می‌کند و هر مرحله دائما در حال تغییر وضعیت برنامه است؛ زیرا همه آن‌ها به‌صورت جداگانه اجرا می‌شوند. یک فرایند جمع‌آوری چهار مرحله‌ای، مراحل آن عبارت‌اند از:

  • اعلام عدد صحیح a و اختصاص مقدار ۵ به آن.
  •  اعلان عدد صحیح b و اختصاص مقدار ۳ به آن.
  •  اعلام عدد صحیح c.
  •  افزودن مقادیر b و ذخیره آن‌ها در c.

کاردانو زبان‌های برنامه‌نویسی کاربردی

خانواده دوم زبان‌های برنامه‌نویسی، زبان‌های کاربردی است. این سبک برنامه‌نویسی به‌منظور ایجاد یک رویکرد کاربردی برای حل مسئله ایجاد شده است. این نوع رویکرد را برنامه‌نویسی اعلامی نیز می‌نامند؛ اما به‌راستی برنامه‌نویسی کاربردی چگونه کار می‌کند؟ فرض کنید تابعی از f (x) وجود دارد که می‌خواهیم برای محاسبه یک تابع g (x) استفاده کنیم و سپس می‌خواهیم از آن برای کار با یک تابع h (x) بهره‌مند شویم. به‌جای حل همه موارد در یک توالی، می‌توانیم تمامی آن‌ها را در یک عملکرد واحد مانند این h(g(f(x))) جمع کنیم‌.

این امر، روش کاربردی را آسان‌تر می‌کند تا از نظر ریاضی استدلال کند. به همین دلیل قرار است برنامه‌های کاربردی رویکرد مطمئن‌تری برای ایجاد قرارداد هوشمند باشد. همچنین، به ساده‌تر شدن تأیید رسمی کمک می‌کند و تقریبا به این معنی است که اثبات ریاضی، کار و فرایند عملکرد آن آسان‌تر خواهد بود. این ویژگی کاردانو را به کدی با قابلیت اطمینان بالا مجهز خواهد کرد. بیایید یک نمونه از این واقعیت را مثال بزنیم و ببینیم چرا در برخی شرایط ممکن است بسیار حیاتی و حتی نجات‌دهنده‌ی زندگی باشد.

فرض کنید، در حال برنامه‌نویسی هستیم که ترافیک هوا را کنترل می‌کند. همان‌طور که می‌توانید تصور کنید، کدگذاری چنین سیستمی به دقت بسیار بالایی نیاز دارد؛ از این‌رو، نمی‌توانیم وقتی زندگی مردم در معرض خطر است، کورکورانه چیزی را کدگذاری کنیم. در شرایطی از این قبیل، به کدی احتیاج داریم که بتوان ثابت کرد در درجه بالایی از اطمینان ریاضی کار می‌کند. این دقیقا همان دلیلی است که رویکرد کاربردی اهمیت خود را نمایان می‌کند و تبع آن، کاردانو از هسکل برای کدگذاری اکوسیستم و پلوتوس برای قراردادهای هوشمند خود استفاده می‌کند. هسکل و پلوتوس هر دو زبان‌های کاربردی هستند. برخی از مزایای رویکرد کاربردی به شرح زیر است:

  • به ایجاد کد اطمینان بالا کمک می‌کند؛ زیرا اثبات نحوه رفتار کد آسان‌تر است.
  •  خوانایی و قابلیت نگه‌داری را افزایش می‌دهد؛ زیرا هر عملکرد برای انجام یک کار خاص طراحی شده است و توابع نیز مستقل از دولت هستند.
  •  شکستن کد آسان‌تر است و اجرای هرگونه تغییر در کد ساده‌تر خواهد بود. این امر توسعه‌ی تکراری را آسان‌تر می‌کند.
  •  عملکردهای فردی را می‌توان به‌راحتی جدا کرد که آزمایش و اشکال‌زدایی آن‌ها را آسان‌تر می‌کند.

با وجود برتری‌های ذکرشده، زبان‌های برنامه‌نویسی مذکور، مشکلات نیز دارند. برای مثال، یافتن توسعه‌دهنده هسکل بسیار دشوارتر از یافتن توسعه‌دهندگان ++C و Java است و باید در موقعیت‌های واقعی زندگی به‌طور گسترده آزمایش شود.

نقشه راه کاردانو

لوگوی رمزارز کاردانو

کاردانو برای توسعه‌ی مداوم، نقشه‌ی راه و اُفق بلندمدتی را در نظر گرفته است و قصد دارد با ارائه‌ی به‌روزرسانی‌های متعددی، پلتفرمش را بهبود و گسترش دهد. نقشه‌ی راه کاردانو در پنج مرحله آزاد می‌شود؛ که تقریبا بیشتر آن اجرا یا در شرف اجرا است. این پنج مرحله به شرح زیر است:

  • بایرون: کاربران را قادر به تجارت و انتقال ADA می‌کند. شبکه اصلی کاردانو نیز راه‌اندازی شد.
  •  شلی: اطمینان حاصل می‌کند که فناوری برای تبدیل‌شدن آن به یک سیستم کاملا غیر متمرکز و خودمختار در دسترس است.
  •  گوگوئن: ادغام قراردادهای هوشمند را مشاهده خواهد کرد.
  •  باشو: بهبود عملکرد را در اولویت قرار می‌دهد.
  •  ولتر: IOHK سیستم خزانه‌داری و حاکمیت را اضافه خواهد کرد.

چگونه کاردانو خریداری کنیم

کسانی که قصد سرمایه‌گذاری در ADA دارند، صرافی‌های بی‌شماری وجود دارد که می‌توانید با ثبت‌نام در آن‌ها، رمزارز کاردانو را با نماد ADA خریداری کنید. خرید از صرافی بایننس یکی از آسان‌ترین مبادلات برای پیوستن به آن است؛ البته باید توجه داشته باشد که به دلیل برخی مسائل، این صرافی از IP ایران پشتیبانی نمی‌کند و برای ثبت‌نام در آن باید تمامی جوانب و خطرات مسدود شدن را در نظر بگیرید. پس از تکمیل مراحل ثبت‌نام و تأیید، می‌توانید مستقیما بیت کوین یا تتر را در عرض چند ثانیه به ADA تبدیل کنید.

کاردانو را چگونه ذخیره‌سازی کنیم

برای ذخیره‌سازی ADA کار دشواری در پیش ندارید و می‌توانید آن را در کیف پول سخت‌افزاری یا کیف پول‌های نرم‌افزاری نصب‌شده روی گوشی هوشمند، تبلت و کامپیوتر ذخیره کنید. هر یک از این روش‌ها ویژگی‌های خاص خود را دارند؛ بنابراین، می‌تواند از تلفیقی از آن‌ها استفاده کنید. کیف پول موبایل راهی عالی برای ورود تازه‌واردان به بازار رمزارز تلقی می‌شود. بارگیری آن رایگان، بسیار آسان و از امنیت بالایی برخوردار است. این موارد، می‌تواند اغلب نیازهای سرمایه‌گذاران را برآورده کند.

کیف پول نرم‌افزاری رسمی کاردانو دِدالوس (Deadalus) نام دارد. این کیف بسیار ایمن است و قابلیت‌ها مفیدی را در اختیار کاربر قرار دهد. کیف پول یادشده را می‌توانید از وب‌سایت رسمی کاردانو در کامپیوترهای ویندوزی، مک و لینوکس بارگیری کنید. در این میان، کاربران حرفه‌ای‌تر با حجم معاملات و دلایل امنیتی بیشتر، می‌توانند کیف پول‌های سخت‌افزاری را در نظر بگیرند. امنیت کیف پول‌های سخت‌افزاری نسبت به کیف پول‌های موبایلی بیشتر است؛ زیرا رمزارز را به‌صورت آفلاین و در شرایط بسیار ایمنی ذخیره می‌کند. لجر نانو اس (Ledger Nano S) یا مدل پیشرفته‌تر لجر نانو ایکس (Ledger Nano X)، هر دو از ADA پشتیبانی می‌کنند و می‌توانند گزینه‌ای ایده‌آل برای ذخیره‌ی ایمن رمزارز مذکور باشند.

نتیجه‌گیری

با وجود وابستگی زیاد کاردانو به جامعه‌ی دانشگاهیان، هنوز برخی از افراد در صنعت وجود دارند که به مشکلات احتمالی شبکه اشاره می‌کنند. به‌طور مشخص، ولاد زامفیر، محقق الگوریتم اثبات سهام اتریوم، استدلال می‌کند که رأی‌گیری از طریق زنجیره خطرناک است. وی خاطرنشان می‌کند که نیروهای سیستم باعث تغییر قوانین در گره‌های کامل می‌شوند. این استراتژی یک بررسی و تعادل مهم را که توسط اپراتورهای گره آگاه ارائه می‌شود حذف می‌کند؛ اما با گذار از این استدلال، شواهد نشان می‌دهد که کاردانو با توجه به دنباله‌دار بودن و رشد روزافزون شبکه، ADA سال‌ها یک عنصر اصلی در بخش بلاک‌چین خواهد بود.

رویکرد منحصر‌به‌فرد و پیشرفت‌های فنی آن مطمئنا با ادامه‌ی توسعه همچنان یک موضوع داغ در این بخش خواهد بود. تیم کاردانو و رمزارز آن، اهداف بلندمدت و منسجمی را برای هرچه بهتر کردن این پلتفرم دنبال می‌کنند و خیلی از صاحب‌نظران بر این باورند که این پلتفرم می‌تواند رقیبی سرسخت برای اتریوم باشد. در زمان نوشتن این مقاله، ADA در رقابتی نزدیک با BNB (رمزارز شبکه‌ی بایننس)، در فهرست بیش‌ترین حجم معاملات رمزارزها با یک پله فاصله نسبت به اتریوم در جایگاه سوم قرار گرفته است.

***

این مقاله حاوی توصیه یا پیشنهاد اقتصادی تک تایمز نیست. خطر از ‌دست ‌دادن سرمایه در هر سرمایه‌گذاری وجود دارد و سرمایه‌گذار باید پس از مطالعه و تحقیق، تصمیم نهایی را خود اتخاذ کند و مسئولیت تبعات آن را بر‌ عهده بگیرد.

بمنظور اطلاع از دیگر خبرها به صفحه اخبار فناوری مراجعه کنید.
منبع خبر

برچسب ها

نوشته های مشابه

بستن